مگر این آشفته بازار را قانونی نیست؟

هم ميهنان عزيز ، به شما از رنج هايم مي گويم زيرا طي 60 روزي كه از بازداشت پسرم تقي رحماني مي گذرد درب تمامي نهاد هاي قانوني را به صدا در آوردم اما نتيجه اي جز افزايش رنج هايم نگرفتم!
روز يكشنبه 19 مرداد ماه پس از 58 روز بي خبري پسرم را در وضعيتي ملاقات كردم كه اشك و سوزش جگر را نصيب من كرده است و آرامش وقرار از من به طوركلي سلب شده است او را در حالي با لباس آبي زندان ملاقات كردم كه به شدت و به شكلي باور نكردني از وزنش كاستـه شده بود و به نظر مي رسيد روزها وشب هاي سخت و دشوار بسياري را سپري كرده است و من حتي حق نداشتم بپرسم چرا وبه چه اتهامي ؟ ما مجاز بوديم فقط مسائل خانوادگي را مطرح كنيم و مگر مسئله خانوادگي يك مادر كه بعد از 58 روز بافرزندش آن هم ديداري با آن وضعيت كه او دارد چيست؟چه مي خورد ؟ كجاست ؟ روزهايش را بازجويان و.چگونه سپري مي كنند؟در چه شرايطي است و من هيچ كدام از اين پرسشها را نمي بايد از او مي پرسيدم!
باز قانع بودم به همان ديدن و در كنارش بودن اما از سردردها و ساير بيماريهايش گفت از عدم دسترسي به دارو ،از حضور در انفرادي و از عدم دسترسي به دستشويي و ..تمام پيكرم را دردي شديد فرا گرفته كه هيچ دارويي تسكين بخش آن نيست و بغضهايم را هم ديگر نمي توانم فرو بخورم!

هم وطنان مراجع مسوول گوش هاي شنوا و ناشنوا!
از سال 60 تا كنون چهارمين بار است فرزند من دستگير و روانه زندان مي شود و12 سال از بهترين ايام زندگي اش را در زندان سپري كرده است وبگذريم كه من بار پس از مدت ها بي خبري بالاخره ديدارش مي كنم اما يا غياث المستغيثين كه اين مرتبه او را در فشار و سختي لايتناهي تر از هر بار ديدم براستي چرا اين همه بر او ستم و ظلم روا مي دارندآيا من فرزند بزرگ كرده ام كه به جرم نوشتن كتاب،مقاله ويا اظهار نظر و عقيده و يا چند ارتباط دوستانه و ..زير بازجويي اين وزارتخانه ـ آن دادگاه و يا آن قرارگاه. باشد و سري سري آدم هاي بي تجربه و فاقد صلاحيت و اما جوياي نام ونشان ،او را به زير مميز بازجويي هاي شبانه روزي و انفرادي هاي طولاني مدت بكشند وبعد از اتهام براندازي تبرئه كنند اما باز 11 سال حكم بگيرد و هنوز اين حكم تجديد نظر نشده باز دستگيرش كنند و باز بازجويي و باز انفرادي وباز روز از نو روزي از نو وبه كسي هم پاسخگو نباشند !مگر اين آشفته بازار را قانوني نيست؟
دارند او را زجر كش مي كنند من فرياد به كجا برم از جان به درد رسيده اش چه مي خواهند اين كينه توزان و كينه ورزان كي مي خواهند دست بردارند؟از اين زجر وآه شبانه و روزانه من قلب كدامين صاحب قدرت و سياست را لبريز از شادي و آرامش مي كنند.
آنچنان در اين ديار بر ما سخت مي گذرانند كه به جاي آزادي زندانيانمان در آرزوي يك تلفن ،يك ملاقات باشيم و يا در آرزوي خروج از انفرادي!!!! و آن هم ملاقات هاست!
واي بر ايشان! بر همه شان از اصلاح طلب گرفته كه پاسخ گو نيستند و فقط از خود سلب مسووليت مي كنند تا غير اصلاح طلب كه كمر به خشونت با ما مظلومان كه مثلا هم آيين و هم وطنشان ايم بسته اند.آيا از آه مظلومانه من مادر نمي ترسيد؟!!!!

زهرا رحماني( 23/5 /82 )