رژیم قاتل پرور جمهوری اسلامی ایران


گزارش اول
کاظم دارابی در ارتباط با ترور رهبران کرد مخالف جمهوری اسلامی به حبس ابد محکوم شد
بامداد سه شنبه، 11 دسامبر (20 آذر)، کاظم دارابی، که در ارتباط با پرونده ترور چند تن از مخالفان جمهوری اسلامی در آلمان زندانی بود به ایران بازگشت.
کاظم دارابی که همراه با یک شهروند آلمانی به جرم قتل سه تن از رهبران کرد مخالف جمهوری اسلامی و مترجم آنان به حبس ابد محکوم شده بود روز دوشنبه و پس از گذراندن پانزده سال از زندان آزاد و بلافاصله از آلمان اخراج شد.
کاظم شرفنکندی، فتاح عبدلی و همایون اردلان و نورمحمد پور دهکردی در ماه سپتامبر سال 1992 در رستوران میکونوس در شهر برلین آلمان هدف سوء قصد قرار گرفتند و به ضرب گلوله از پای در آمدند.
در سال 1997 دادگاهی در آلمان، کاظم دارابی را که در زمان وقوع قتل به عنوان دانشجو و عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در آلمان اقامت داشت، همراه با عباس راحیل، شهروند لبنانی، به جرم دست داشتن در این ترور به حبس ابد محکوم کرد.
دادستانی آلمان آقای دارابی را از اعضای وزارت اطلاعات و نیروهای ویژه سپاه پاسداران معرفی کرده گفته بود که ترور رهبران کرد به دستور مقامات امنیتی جمهوری اسلامی صورت گرفت.
دو شهروند دیگر لبنانی نیز به جرم همدستی با متهمان اصلی به دوره های کوتاهتر حبس محکوم شدند.
به گفته مقامات آلمانی، عباس رائل نیز از زندان آزاد و از آلمان اخراج شده است.
کاظم دارابی قبل از صدور حکم محکومیت به مدت پنج سال در زندان بود و در زمان آزادی، ده سال از دوره محکومیت خود را نیز گذرانده بود.
بر اساس قوانین آلمان، پرونده محکومین به حبس ابد پس از گذراندن پانزده سال قابل رسیدگی برای برخورداری از تخفیف مجازات و آزادی است اما قاضی دادگاه پرونده میکونوس توصیه کرده بود که به دلیل جدی بودن ماهیت جرم، محکومان این پرونده دوره بیشتری را در زندان سپری کنند.
به همین دلیل، در روزهای اخیر خبرگزاری ها شایعاتی را در مورد نوعی معامله ایران و آلمان برای آزادی آقای دارابی منتشر کردند که از جمله موافقت ایران با آزادی دونالد کلاین، شهروند آلمانی بود که هنگام ماهیگیری در آب های ساحلی جنوب ایران بازداشت و پس از حدود یک سال حبس، در ماه مارس سال جاری آزاد شد.
با اینهمه دادستانی آلمان هرنوع معامله با جمهوری اسلامی در مورد آزادی پیش از موعد آقای دارابی را تکذیب کرده است.
در سال 2004، یک پلاک یادبود با اسامی چهار قربانی عملیات میکونوس و این عبارت که به دستور مقامات سابق ایران به قتل رسیدند در برابر این رستوران نصب شد که اعتراض برخی از مقامات ایرانی را در پی آورد.
'اقدامات ایران برای آزادی دارابی'
به گزارش خبرگزاری های ایرانی، کاظم دارابی بامداد روز سه شنبه در میان استقبال اعضای خانواده خود و علی باقری، معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه وارد فرودگاه امام خمینی تهران شد.
دارابی در کنار دو شهروند لبنانی که در پرونده میکونوس مجرم شناخته شدند
آقای دارابی، که گفته می شود 43 سال دارد، در فرودگاه تهران از تلاش مقامات جمهوری اسلامی به خصوص وزارت خارجه برای آزادی خود قدردانی کرد.
معاون وزارت خارجه نیز در مراسم استقبال از کاظم دارابی گفت که وزارت خارجه وظیفه خود را حمایت از اتباع (قاتل) ایران می داند.
وی گفت که آزادی کاظم دارابی طبق قوانین آلمان و پس از گذراندن دو سوم از دوره حبس صورت گرفته است. زیرا حکم زندان ابد متهم به بیست و سه سال تخفیف یافته بود.
معاون وزارت خارجه تاکید کرد که از آنجا که مقامات آلمانی همچنان آقای دارابی را مجرم می شناسند، دستور اخراج فوری او را از آن کشور صادر کردند.
کاظم دارابی در گفتگو با خبرنگاران در فرودگاه تهران با اشاره به حکم تخفیف مجازات خود گفت حکم دادگاه حکایت از بی گناهی او دارد.

خبرگزاری ایرنا در گزارش ورود آقای دارابی به تهران می نویسد که علت محکومیت این شهروند جمهوری اسلامی و سه شهروند لبنانی صرفا حضور در محل وقوع حادثه و مطلع بودن از آن بوده است.
آقای دارابی گفته است که یکی از دلایل بازداشت او عضویت در اتحادیه دانشجویان مسلمان در اروپا بوده و تاکید کرده که هرگز عضو وزارت اطلاعات یا تشکیلات دیگر جمهوری اسلامی نبوده و این اتهام بر اساس گزارش یک موسسه بریتانیایی وارد پرونده شد.
وی گفته است که در نظر دارد با انتشار کتابی، علیه دستگاه قضایی آلمان دست به افشاگری بزند و بی گناهی خود در ماجرای میکونوس را ثابت کند.
آقای دارابی همچنین اعلام داشت که بر خلاف برخی شایعات، وی متولد ایران است و تابعیت ایرانی دارد.

گزارش دوم
کاظم دارابی، که به جرم دست داشتن در ترور میکونوس پانزده سال در آلمان زندانی بود، بامداد سه شنبه به تهران بازگشت و در بدو ورود به خبرنگاران گفت که علیه دستگاه قضایی آلمان افشاگری خواهد کرد.
او می گوید که با نوشتن کتابی، ناگفته ها را در باره این پرونده خواهد گفت.
به گزارش خبرگزاری های ایران، آقای دارابی بامداد روز سه شنبه وارد تهران شد و در فرودگاه مورد استقبال علی باقری، سرپرست معاونت اروپای وزارت خارجه جمهوری اسلامی، قرار گرفت.
کاظم دارابی به خبرنگاران گفت که در هیچ تشکیلاتی حضور نداشته و فقط عضو اتحادیه دانشجویان مسلمان در اروپا بوده است. او گفت: در همین جا به قرآن سوگند می خورم که عضو هیچ دسته یا تشکیلاتی نبوده ام.
با چند مؤلف آلمانی صحبت کرده ام که در ماه های آینده به ایران خواهند آمد و از اول تا آخر این ماجرا را مکتوب می کنم و با دلیل و برهان و منطق ثابت می کنم تا همه بدانند که بدون دلیل زندانی شده و من بی گناهم.
کاظم دارابی
وی همچنین خبر داد که قصد دارد در آینده کتابی به زبان آلمانی بنویسد و افزود: با چند مؤلف آلمانی صحبت کرده ام که در ماه های آینده به ایران خواهند آمد و از اول تا آخر این ماجرا را مکتوب می کنم و با دلیل و برهان و منطق ثابت می کنم تا همه بدانند که بدون دلیل زندانی شده و من بی گناهم.
از کاظم دارابی، که فارسی را با لهجه ای عربی صحبت می کرد، پرسیده شد آیا عرب است. او پاسخ داد: من اهل كازرون و ايرانی الاصل هستم و به دليل اين كه همسرم لبنانی است و مدت زيادی با او كاملا عربي صحبت كرده ام و نيز به خاطر اقامت طولانی در آلمان، شايد اين مسايل در لهجه من تغيير ايجاد كرده است.
وی مدعی شد که مبنای دستگيری او اتهام عضويت در وزارت اطلاعات ايران بود و آلمان ها برای اثبات اين ادعا اعلام کردند که سازمان6 MI اين خبر را به آنها داده و وکيل من از آنها خواست که مراجع خبری در دادگاه بنده برای شهادت حضور يابند اما اين مسئله تحقق نيافت.
وی از ذکر دليل و جرييات حضور خود در آلمان خودداری کرد ولی گفت که قصد داشته در آنجا پايان نامه تحليلی ارائه کند .
وزارت امور خارجه: دارابی بی گناه بود
علی باقری، سرپرست معاونت اروپای وزارت خارجه جمهوری اسلامی، نیز که برای استقبال از کاظم دارابی به فرودگاه رفته بود گفت: در این مسئله مهم آن بود که دارابی بی گناه و بدون ارتکاب جرمی دستگیر و برای او حکم حبس ابد صادر شد.
آقای باقری همچنین به دولت و نظام قضایی آلمان انتقاد کرد که نسبت به وضع خانواده کاظم دارابی در مدت پانزده سال گذشته بی توجه بوده اند. به گفته آقای باقری، این یکی از موارد اسفناک در این پرونده است.
دادگاهی در آلمان، پس از یک دادرسی چندساله، سرانجام در ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ کاظم دارابی را در ماجرای قتل دکتر صادق شرفکندی، رهبر وقت حزب دموکرات کردستان ايران و سه نفر از دستياران وی، مقصر شناخت و او را به حبس ابد محکوم کرد.
صادق شرفکندی، پس از قتل دکتر عبدالرحمان قاسملو، به عنوان رهبر حزب دموکرات کردستان ايران برگزيده شده بود. وی در پاييز سال ۱۹۹۲ به برلين،پايتخت آلمان دعوت شده بود تا درهمايش انترناسيونال سوسياليستی شرکت کند.

دادگاهی در آلمان، پس از یک دادرسی چندساله، سرانجام در ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ کاظم دارابی را در ماجرای قتل دکتر صادق شرفکندی، رهبر وقت حزب دموکرات کردستان ايران و سه نفر از دستياران وی، مقصر شناخت و او را به حبس ابد محکوم کرد.
بر اساس کیفرخواست دادستان آلمان، شبی که او همراه با دستيارانش در رستوران ميکونوس برلين مشغول صرف غذا و گفت وگو بود، به ناگهان تيمی از مهاجمان مسلح به انواع سلاح های خودکار به رستوران هجوم برده و او و سه نفر ديگر از ناراضيان کرد را به قتل رساندند.
در حکم دادگاه ميکونوس آمده است که آخرين رايزنی های تروريست ها برای انجام اين قتل، در منزل کاظم دارابی انجام شد و دارابی... قتل‌ها را برای سرويس مخفی ايران سازماندهی کرد. او از هدف باخبر بود و به طور ارادی در قتل چهار نفر شركت كرد.
دادگاه آلمان، متهمان اين حادثه را ماموران اعزامی از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی معرفی کرد و در حکم خود، شماری از سران وقت جمهوری اسلامی را به آمريت در اين قتل متهم کرد.
نام علی فلاحيان، وزير وقت اطلاعات ايران صريحا در آمريت اين قتل مطرح شد و حکم جلب بين المللی عليه او صادر شد.
ده سال پيش در اوج دادگاه ميکونوس که بازداشت يک تاجر آلمانی در تهران را نيز به دنبال داشت، کليه کشورهای اتحاديه اروپا سفرای خود را از تهران فراخواندند و روابط ايران با اروپا تا مدتی دچار بحران شد.
پيش از صادق شرفکندی نيز دکتر عبدالرحمان قاسملو رهبر ديگر حزب دموکرات کردستان ايران در وين (پايتخت اتريش) ترور شده بود.حزب دموکرات کردستان ايران،همواره قتل هر دو رهبر خود را به جمهوری اسلامی نسبت داده است.

گزارش سوم
ساعت ۱۰ و ۵۰ دقيقه شامگاه پنج شنبه ۲۶ شهريورماه ۱۳۷۱، دو نفر از اتباع کشور لبنان مسلح به يک قبضه مسلسل يوزی و يک کلت کمری وارد زندان می شوند و بر جمعی از مخالفان جمهوری اسلامی آتش می گشايند.د
چهار نفر، محمد صادق شرفکندی دبير کل حزب دموکرات کردستان ايران، فتاح عبدلی نماينده حزب دموکرات کردستان ايران، همايون اردلان نماينده اين حزب در آلمان و نورالله دهکردی مترجم و دوست شرفکندی در جريان اين حمله جان خود را از دست می دهند؛ و عزيز غفاری صاحب رستوران زخمی می شود.
به گفته منابع دادگستری آلمان ،عاملين اجرای قتل توسط ماموريان امنيتی آلمان بازداشت می شوند؛ چهار لبنانی، و يک ايرانی که هماهنگ کننده انجام عمليات بوده: کاظم دارابی.
در پی تشکيل ۱۴۶ جلسه دادگاه و شنيدن شهادت ۱۷۶ شاهد، دادگاهی که به دادگاه ميکونوس مشهور شد، رای خود را اعلام می کند: کاظم دارابی در زمينه سرپرستی تيم عمليات ترور، در تاريخ ۲۱ فروردين ۱۳۷۶ خورشيدی مجرم شناخته شده، و محکوم به حبس ابد می شود.
دادگاه، آمرين قتل ها را گروهی از مقامات بلندپايه جمهوری اسلامی ايران معرفی می کند؛ کميته ای تحت عنوان کميته امور ويژه جمهوری اسلامی که اعضای آن عبارت بوده از: آيت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس جمهور وقت، علی فلاحيان وزير وقت اطلاعات،علی اکبر ولايتی وزير وقت امور خارجه، محمد ري شهری وزير اسبق اطلاعات، محسن رضايی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رضا سيف اللهی فرمانده حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی، و آيت الله خزعلی عضو شورای نگهبان.
وقتی بلند شدم، خونی که از دهان نوری جاری شده بود، روی پيراهنم ريخته بود. بعد از چند ثانيه که شايد هم چند دقيقه بود به خودم آمدم و شروع به فرياد زدن و کمک خواستن کردم... آن سو تر فتاح عبدلی، همايون اردلان و دکتر شرفکندی در خون خود غوطه ور بودند.
مهدی ابرااهیم زاده
در پی صدور حکم، جمهوری اسلامی يکی از وخيم ترين تنش های تاريخ خود در زمينه ديپلماسی بين الملل را تجربه می کند. تهران، این اتهامات را رد می کند.
بيش از يک دهه پس از آن، در تاريخ سه شنبه بيستم آذرماه، کاظم دارابی محکوم رديف اول پرونده ميکونوس در پی آزادی، وارد تهران می شود.
آزادی آقای دارابی با اعتراض های مراجع حقوق بشری مواجه می شود. کاظم دارابی در بدو ورود به تهران می گويد که گناهکار نبوده است.
به بهانه آزاد شدن محکوم اصلی پرونده کشتار میکونوس، مهدی ابراهيم زاده، عضو شورای مرکزی وقت سازمان فداييان خلق اکثريت جزییاتی از آن حادثه را بیان می کند.
آقای ابراهیم زاده کسی است که در شب حادثه در ساعت ۱۰ و ۵۰ دقيقه شامگاه پنج شنبه ۲۶ شهريورماه ۱۳۷۱، گلوله ها از اطرافش به دوستانش اصابت کردند؛ و خود از مهلکه ميکونوس جان سالم به در برد.
آقای ابراهيم زاده در خصوص احساسش نسبت به آزاد شدن کاظم دارابی می گويد: من از اين تصميم دولت آلمان متاسف هستم که کاظم دارابی را به عنوان هماهنگ کننده اصلی تيم ترور ميکونوس آزاد کرده است. اما من اهل انتقام جويی نيستم. بايد بتوانيم در حد امکان از طرق دموکراتيک عدالت را به اجرا بگذاريم
وی درباره اين که آقای دارابی چگونه پس از گذراندن ۱۵ سال از حکم حبس ابد خود آزاد شده، به قوانين عفو در قانون جزايی آلمان اشاره می کند که امکان عفو پس از گذشتن مدتی از حکم را فراهم می کند.
آقای ابراهيم زاد اما ابراز عقيده می کند که آقای دارابی قاعدتأ نمی بايست با استناد به اين قانون آزاد می شد، چراکه هنوز از عمل خود پشيمان نيست و آن را نمی پذيرد. وی می گويد که وکيل پرونده بازماندگان قربانيان در آلمان به آزاد شدن کاظم دارابی اعتراض کرده است.
کاظم دارابی در بدو ورود به تهران گفته است عضو هيچ گروهی نبوده، و هرگونه وابستگی به عاملين ترور را تکذيب کرده است.
مهدی ابراهيم زاده در اين باره می گويد: خانه ای را که تروريست ها، شب پيش از حمله را در آن گذرانده بودند، آقای دارابی تدارک ديده بود؛ امکانات لجستيکی از جمله خودرو و غيره را در اختيار آن ها گذاشته بود. وقتی که اثر انگشت شليک کنندگان، روی ديوار و کمدهای آن خانه باشد، و آن خانه را آقای دارابی برايشان گرفته باشد، مسجل و روشن است که چه کسی چه نقشی را در اين مساله ايفا کرده است.
او هدف جلسه ای را که در رستوران ميکونوس تشکيل شده بود و منجر به واقعه مذکور شد، تلاش برای هماهنگی ميان گروه های مختلف اپوزيسيون با گرايش های مختلف توصيف می کند که با تلاش محمد صادق شرفکندی دبير کل حزب دموکرات کردستان ايران برگزار شده بود.
آقای ابراهيم زاده ادامه می دهد: مشغول گفت و گو با دکتر شرفکندی بوديم که در خلال صحبت، ناگهان متوجه حضور فرد درشت اندامی در برابرمان شديم؛ مردی که صورتش را پوشانده بود. او به ما ناسزا گفت تا شايد توجه مان به سمتش جلب شود... و به فاصله چند ثانيه کوتاه، نوری را ديدم که از پايين تر به چشم می خورد. در کسری از ثانيه متوجه شدم آن مرد که در فاصله حدود دو متری من ايستاده، با مسلسلی که پنهان کرده بود، به رويمان آتش گشوده است.
او می گويد: فکر می کردم يا گلوله ای به من اصابت کرده است، يا اين که هر لحظه اصابت می کند. خودم را با آقای نوری به سمت مخالف رگبار گلوله کشاندم. بعد از چند لحظه، صدای شکسته شدن شيشه، و صدای پوکه هايی را که روی زمين می افتادند شنيدم، درست مثل صدای بارش تگرگ بود... صدای قدم ها را از اطرافم می شنيدم؛ سپس يک مکث کوتاه، و بعد يک يا چند تير خلاص؛ دقيقأ به ياد ندارم چند تير بود
آقای ابراهیم زاده می افزاید: بعد يک مکث طولانی شد. نوری دهکردی روی من خم شده بود. وقتی بلند شدم، خونی که از دهان نوری جاری شده بود، روی پيراهنم ريخته بود. بعد از چند ثانيه که شايد هم چند دقيقه بود به خودم آمدم و شروع به فرياد زدن و کمک خواستن کردم... آن سو تر فتاح عبدلی، همايون اردلان و دکتر شرفکندی در خون خود غوطه ور بودند.

گزارش چهارم
تمام خبرگزاری های داخلی و خبرگزاری های مهم خارجی روز گذشته از بازگشت "کاظم دارابی" از اعضای شورای طراحی و اجرای ترور دسته جمعی رهبران و فعالان کُرد ايران در رستوران "ميکونوس" برلين پايتخت آلمان خبر دادند.
اين که در چه معامله سياسی، اقتصادی و يا امنيتی کاظم دارابی از زندان آلمان به ايران فرستاده شد، با اهميت هست، اما نه به اهميت نحوه بازگشت او به ايران و استقبال رسمی که از او به عمل آمد. البته در اين ميان مصاحبه مطبوعاتی خود او نيز بسيار افشاگر بود.
رابط و واسطه اين معامله علاء الدين بروجردی رئيس کميسيون امنيت و سياست خارجی مجلس هفتم بود که خود از چهره های امنيتی و برای دورانی نيز معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی بود. کسی که بلافاصله پس از تشکيل مجلس هفتم در راس کميسيون امنيت و سياست خارجی مجلس قرار گرفت و در اولين ملاقات با خاتمی که هنوز رئيس جمهور بود تند ترين انتقاد را از او بخاطر پاکسازی وزارت اطلاعات از عوامل قتل های زنجيره ای و انتشار بيانيه "کشف غده سرطانی" از سوی وزارت اطلاعات و امنيت کرد.
در پای پلکان هواپيما، معاون وزارت خارجه از دارابی استقبال کرد و سپس دارابی در يک مصاحبه مطبوعاتی گفت: من عضو هيچ تشکيلاتی نبودم و دادگاه نيز نتوانست ثابت کند که من در ترور ميکونوس نقش داشتم!
هيچ خبرنگاری از دارابی نپرسيد که منظورش از تشکيلات چيست؟ و چه تشکيلاتی مهم تر و وسيع تر از وزارت خارجه جمهوری اسلامی که معاون آن به استقبال دارابی رفت و مجلس يک مملکت که رئيس کميسيون امنيت و سياست خارجی اش واسط انتقال دارابی از آلمان به تهران بود؟ دارابی در مصاحبه اش گفت که هنگام واقعه ترور دانشجو و مشغول تحصیل بوده است. واقعا برای بازگشت یک دانشجوی از زندان آزاد شده چنین استقبالی می شود؟
بنابراين، بحث نه بر سر يک گروه چند نفره ايرانی- لبنانی برای اجرای ترور و فرار از آلمان، بلکه بحث بر سر يک ترور حکومتی است. دارابی در همين مصاحبه گفت که بزودی يک کتاب درباره ماجرای محاکمه خود به زبان آلمانی منتشر خواهد کرد و در آن حرف هايش را خواهد زد، چرا که 15 سال زندگی اش تلف شده است! بحثی از زندگی آنها که در ترور ميکونوس کشته شدند، در اين مصاحبه مطرح نشد! دارابی گفت که همسرش لبنانی است و به همين دليل هم عربی بلد است و هم لهجه اش کمی فارسی- عربی است. اما نگفت آن گروه لبنانی که در ترور دست داشتند کجا هستند و چه ارتباطی با آنها داشته است. بويژه "سید جمال الدین جهرمی" کسی که مسلسل دراختیار داشت و قربانیان را در رستوران میکونوس به رگبار بست و پس از ترور گفته می شود به کمک سفارت که در آن زمان حسين موسويان ( کسی که حالا احمدی نژاد جاسوس اتمی اش معرفی کرده) در راس آن بود خود را به ايران رساند.
دارابی گفت که در زمان ترور دانشجوئی بوده در جمع دانشجويان ديگر ايرانی در آلمان! بيش از اين چيزی نگفت تا از ريل خارج نشود و لطمه‌ای به آن روابطی که آزادی او را موجب شد وارد نيآورد. از رابطه خود با "رائل" لبنانی که تیر خلاص در رستوران میکونوس به قربانیان زد نیز سخنی نگفت.
چه نقشی برعهده اش خواهند گذاشت و يا بی نقش رهايش خواهند کرد و يا...؟ معلوم نيست زيرا جامعه و حاکميت در غليان اند. شايد به موسويان ديگری تبديل شد و شايد هم رفت به سپاه قدس. شايد محسنی اژه ای برد کنار دست خودش و يا مانند سیدجمال الدین جهرمی که فامیلش را عوض کرد به "سیدجمال الدین شریف" و شد نماینده مجلس هفتم، او هم فامیل دیگری برایش دست و پا شد و در مجلس هشتم نماينده شد! و شايد هم مهره ای شد سوخته، چرا که هميشه اين نوع افراد در بازگشت به کشورهايشان زير علامت سئوال حکومتی هستند که در خدمت آن بوده اند. يعنی زير علامت سئوال و شک بدليل سالهائی که از او خبری نداشته اند و ارتباط های جديدی که ممکن است در دوران زندان و يا اسارت با عوامل اطلاعاتی دولت آن کشور برقرار کرده باشند. سرنوشت اين نوع افراد با سرنوشت امثال "عبدخدائی" عامل ترور ناتمام دکتر فاطمی وزیر خارجه کابینه دکتر مصدق که تا انقلاب 57 در زندان شاه ماند تفاوت دارد. زيرا دومی از زندان افتادن به دامن حکومت بعدی و شد رهبر فدائيان اسلام. اما اولی از دل زندان 15 ساله يک کشور بيگانه با دولتی بر سرکار به ايران بازگشته است.