كمك به كشورها براي برخورداري از صلح پس از مناقشه


چرا جنگ هاي داخلي پس از خاتمه،‌غالباً دوباره از سر گرفته مي شوند؟
قرار داد صلح امضاء‌ مي شود، انتخابات آزاد و عادلانه برگزار مي گردد، حافظان صلح سازمان ملل متحد مي آيند و مي روند. اين فرمولي است كه جامعه بين المللي براساس آن جنگ هاي داخلي را در جهان متوقف مي سازد. اما هميشه صلح الزاماً تضمين شده نيست و مناقشات ممكن است به دلايل متعدد از سر گرفته شوند. در بعضي موارد جناح ها از ابتدا مشغول برنامه ريزي براي شروع حملهاي تازه اند و از متاركه جنگ براي تجديد قوا استفاده مي كنند. مواقع ديگر در طول فرآيند صلح اعتقادي به آن وجود ندارد و حتي هنگامي كه طرفين واقعاً مي خواهند اختلاف هاي خود را با مسالمت حل كنند، ممكن است اصلا وسايل انجام اين كار را نداشته باشند.
متوقف كردن خشونت كافي نيست. كي ران پرندرگاست معاون دبير كل سازمان ملل در امور سياسي مي گويد: آنچه مهمتر است اين است كه مردم راه ها و وسايل زيستن مسالمت آميز با يكديگر را پيدا كنند. آنان براي اين كار به نهادهاي خوب،‌مانند نظام هاي دادگستري و نيروهاي پليس نياز دارند كه رقيبان پيشين بتوانند به آنان اعتماد و از آنان پشتيباني كنند. آقاي پرندرگاست مي افزايد انجام اين كار به منابعي نياز دارد، به همين علت است كه رها شدن از جنگ داخلي براي كشورهاي فقير سخت تر است تا كشورهاي ثروتمندتر. كارگزاري هاي سازمان ملل و ساير سازمان هاي عمراني تحت عنوان برقراري صلح به منظور ايجاد بنيادهاي استوار براي صلح كمك مي كنند. اما اين فرآيند مي تواند سال ها طول بكشد و غالباً فاصله زماني خطرناكي وجود دارد كه طي آن مبارزان پيشين شكيبايي خود را از دست مي دهند.
جلوگيري از شروع مجدد جنگ وظيفه اصلي نمايندگان دبير كل است كه رياست دفترهاي حمايت از برقراري صلح سازمان ملل را به عهده دارند. در سال هاي اخير تعدادي از اين دفترها در كشورهاي در حال رهايي از مناقشه ايجاد شده است.
نمايندگان دبير كل بايد راه هايي براي كمك به دشمنان سابق پيدا كنند تا در حالي كه مكانيسم هاي دايمي تري در محل برقرار مي شود اختلاف هاي خود را به طور مسالمت آميز حل كنند. آنان مي توانند با مراجعه به سران جناح ها، تقاضا از آنان براي حفظ آرامش، و تلاش براي يافتن زمان مناسب جهت شروع جريان التيام بخشي،‌مؤثر واقع شوند. پرندرگاست مي گويد نمايندگان دبير كل مبارزان ما هستند و مي كوشند مانع از شعله ور شدن دوباره آتش خشم كينه هاي سوزان دشمنان سابق شوند.
اين اقدام گاه ميتواند كاملاً خطرناك باشد. فليكس داونس توماس نماينده دبير كل در ليبريا مجبور به برقراري صلح درشرايطي بودهاستكهگلولهها در اطرافش شليك مي شدند.
جنگ داخلي ليبريا رسماً در سال 1997 خاتمه يافت . حافظان صلح سازمان ملل متحد آمده و رفته بودند. سازمان ملل بر انجام انتخابات آنجا كه آزاد و عادلانه توصيف شده، نظارت كرده بود. دبير كل سپس يك دفتر حمايت از برقراري صلح به وجود آورد تا جريان انتقال به صلح و بهروزي با سهولت انجام شود. اما كمتر از يك سال پس از اين كه حافظان صلح آن كشور را ترك كردند، جنگ شديد از سرگرفته شد. امنيت براي كاركنان سازمان ملل شامل فقط يك نگهبان مجهز به يك سلاح سبك بود.
داونس توماس مي گويد ما عملاً بي دفاع بوديم. گروه هاي غير نظامي را در اطراف ما قتل عام مي كردند. ناگهان دوباره اوضاع مثل بدترين لحظات جنگ داخلي شد. با اين حال او شجاعانه در خودرو لندكروز سفيد خود با آرم سازمان ملل در خيابانهاي
مونروويا رفت و آمد مي كرد و با رساندن پيام ها به طرف هاي گوناگون، استفاده از وسايل غير خشن را كه با توسل به آنها مي توانستند اختلافهاي خود را حل كنند، به آنان يادآوري مي كرد. او مي گويد سرانجام يك راه حل ديپلماتيك پيدا شد. اما به شما
مي گويم كه هيچ چيز مشخص و معلوم نبود.
كشورهايي كه از جنگ داخلي خلاص مي شوند غالباً دوباره دچار جنگ داخلي مي شوند. پروفسور مايكل دويل عضو دانشگاه پرينستون كه در حال حاضر مشاور ويژه كوفي عنان دبير كل سازمان ملل است، مي گويد خاتمه دادن به جنگ مي تواند مانند خود جنگ
بيثبات كننده باشد. او مي نويسد جنگ شكلي از انقلاب است كه باعث غير دموكراتيك شدن جوامع مي شود. جنگ باعث مي شود قدرت در دست ارتش متمركز شود، رسانه ها مهار شوند و اقتصاد،‌به دليل وابستگي بيشتر زندگي مردم به جنگ، تغيير كند. وي
ميافزايد: به اين دليل فرآيند تغيير جامعه اي متكي به جنگ و ايجاد جامعه اي متكي به صلح نيز بايد ماهيتي انقلابي داشته باشد. اين بخشي از دليل دشواري و پيچيدگي بسيار برقراري صلح است.
هر موقعيت پس از مناقشه اي مشكلات خاص خود را دارد، و سازمان ملل متحد
ميكوشد فعاليت هاي خود را با آن متناسب كند. نقشي كه سازمان ملل در بعضي از كشورها ايفا مي كند كاملاً محدود است. حافظان صلح سازمان ملل ممكن است انجام وظايف ويژهاي مانند نظارت بر انتخابات يا قراردادهاي آتش بس را به عهده بگيرند. در كشورهاي ديگر مانند تي مور شرقي و كوزوو، كه حافظان صلح سازمان ملل موقتاً انجام وظايف يك دولت را به عهده مي گيرند، ماموريت حفظ صلح وظيفه اي چند بعدي است.
دفترهاي حمايت از برقراري صلح سازمان ملل وسيله و ابزار ديگري هستند. نمايندگان دبير كل كه رياست اين دفترها را به عهده دارند مايل نيستند خودشان اجراي طرح هايي را ‎آغاز كنند زيرا وظيفه آنان كمك به ايجاد هماهنگي براي اجراي طرح هاي كارگزاري هاي گوناگون سازمان ملل در كشور محل ماموريت آنان است تا فرآيند صلح را تقويت كنند. پرندرگاست مي گويد حتي فعاليت هاي عادي انساندوستانه و مربوط به توسعه بايد با توجه به ماموريت برقراري صلح انجام شود. او هشدار مي دهد كه وقتي به تمامي طرفين كمك مي شود، اين امر ممكن است به گروه هايي كه هنوز درصدد ادامه جنگ هستند كمك كند تا نيرومندتر و خطرناكتر شوند. ما بايد هميشه دقت كنيم كه تلاش هاي ما براي برقراري صلح باعث شروع دوباره جنگ نشود.
نماينده دبير كل بايد در كنار كارگزاري هاي ملل متحد در كشور مربوطه كار كند تا يك تقسيم كار روشن را تعيين نمايد. ولاديمير گوريايف، ‌از مقامات اداره امور سياسي مقر سازمان ملل در نيويورك مي گويد اين نماينده بيشتر به زمان بندي مي پردازد. گوريايف براي دفتر برقراري صلح سازمان ملل در تاجيكستان (UTOP) پشتيباني تقويتي فراهم مي سازد. اين كارگزاري ها معمولاً تصميم مي گيرند چه كمك انساندوستانه و عمراني لازم است، در حالي كه نمايندگان دبير كل غالباً تصميم مي گيرند كه طرح هاي لازم در چه زماني بايد اجرا شوند.
با اين حال، عمليات برقراري صلح هميشه تا حدي آزمايشي و تجربي است. دفترهاي حمايت از برقراري صلح سازمان ملل مدت كمي است كه ايجاد شده اند و شيوه كارشان با يكديگر تا حدي متفاوت است. تمامي آنها عمليات كوچكي هستند كه فقط چند كارمند عضو سازمان ملل را براي كمك به نماينده دبير كل به خدمت مي گيرند. همه آنها در كشورهايي هستند كه شكلي از جنگ داخلي را پشت سر گذاشته و اينك وارد مرحله پس از مناقشه شده اند. در هر مورد عمليات حفظ صلح به وسيله سربازان سازمان ملل انجام شده، به استثناي گينه بيسائو كه در آن سربازان حفظ صلح منطقه اي غرب آفريقا مستقر شده بودند. تقريباً همه كاركنان دفترهاي حمايت از برقراري صلح غير نظامي بوده و به اداره امور سياسي سازمان ملل متحد پاسخ مي دهند.
نخستين دفتر در سال 1997 در ليبريا ايجاد شد. دفترهاي ديگري كه از آن زمان تشكيل شده اند در تاجيكستان، گينه بيسائو و جمهوري آفريقاي مركزي بوده است. مشكلاتي كه اين چهار كشور با آنها مواجه اند نيز تشابهاتي دارند: جنگجويان سابق كه مايل به خلع سلاح نيستند؛ نيروهاي پليس و نظام هاي دادگستري كه ضعيف و بي تأثير هستند؛ رهبراني كه در گذشته تجربه اندكي با دموكراسي يا با چگونگي اداره يك دولت غير نظامي داشته اند. تمامي اين دولت ها همچنين نياز شديدي به منابع و تخصص براي اداره كشورهاي بي ثبات خود دارند. در هر كشور بخش عظيمي از مردم بشدت فقيرند و پس از اتمام جنگ شكيبايي خود را از دست مي دهند. با اين حال تفاوت هاي عمده اي نيز بين شرايط هر يك از اين كشورها وجود دارد.
تاجيكستان
در اين جمهوري شوروي سابق، كوههاي بلند جناح هاي سياسي را منزوي كرده و به مشكل نزديكتر كردن آنها براي همكاري مسالمت آميز مي افزايند. جنگ داخلي در آنجا با فروپاشي اتحاد شوروي آغاز شد. ايووپتروف نماينده دبير كل در تاجيكستان مي گويد
اينجا جامعه اي شد كه مردم آن اختلافات خود را با دشمني و ريختن خون برطرف مي كردند. دفتر برقراري صلح سازمان ملل در تاجيكستان (UNTOP) به دنبال خروج هيات حفظ صلح سازمان ملل متحد در مه 2000 تشكيل شد. حالا مردم سعي مي كنند راه هاي ديگري پيدا كنند. آنان اراده اي براي صلح دارند. وظيفه من تقويت اين اراده و متقاعد كردن حداكثر افراد ممكن در مورد مفيد بودن صلح براي آنان است.
اين وظيفه آساني نيست. پتروف مي گويد به يك دليل، بعضي از مبارزان سابق خلع سلاح نشده اند و پس از قرار داد صلح به تاخت و تاز در كشور و اخاذي از مردم ادامه داده اند. تحت چنان شرايطي واداشتن مردم به تسليم شدن به حكومت قانون دشوار است. دفتر حمايت از برقراري صلح پتروف همراه با برنامه عمران ملل متحد به كارآموزي به مبارزان سابق كمك مي كند، اما دفتر برقراري صلح ماموريت و منابع لازم را براي رسيدگي به عوامل اجتماعي اقتصادي اين مشكل و مشكلات ديگر ندارد.
آقاي پتروف با هماهنگ كننده مقيم كارگزاري هاي ملل متحد در تاجيكستان همكاري نزديكي دارد؛ توجه آنان بيشتر بر ياري عمراني دراز مدت است. او در يك مورد با اين كارگزاري ها و بانك جهاني در تدارك براي تشكيل جلسه كمك دهندگان در مه 2001 همكاري كرد كه در طول آن كمك دهندگان بين المللي قول دادند بيش از 400 ميليون دلار براي دولت به علاوه بيش از 4 ميليون دلار براي كارگزاري هاي ملل متحد بپردازند. اين كارگزاري ها در زمينه برقراري صلح توجه خود را بر يافتن كار براي مبارزان سابق و ايجاد نهادهايي متمركز كرده اند كه مردم تاجيكستان بتوانند به آنها اعتماد كنند.
اما نهاد سازي زمان مي برد و در اين فاصله سوء ظن بين دولت و مخالفان افزايش مييابد. آقاي پتروف مي گويد: مسئوليت من در مقام نماينده دبير كل باز نگهداشتن مجراهاي ارتباطي است. مواقعي بود كه مي بايست اطمينان حاصل كنم كه طرفين زياده روي نكنند و به اجراي سياست عدم توسل دوباره به اسلحه ادامه دهند.
شيوه هاي كار او غالباً خاص و خلاقه است. براي مثال،‌او با انجمن ملي دانشمندان سياسي تاجيك مجموعه اي از مجامع عمومي موسوم به كلوب هاي بحث سياسي ابداع كرد كه در قسمت هاي گوناگون اين كشور برگزار شده است. پتروف مي گويد : اين مجامع و كلوب ها فرصتي براي رهبران بخش هاي گوناگون جامعه بوده تا گاهي براي نخستين بار،‌با هم ديدار كنند. اين راهي براي آنان است تا شروع به درك ا ين موضوع كنند كه چگونه مي خواهند با يكديگر كار كنند.
نماينده دبير كل چيزي را فراهم مي سازد كه گوريايف آن را روان كننده سياسي مي نامد. گوريايف مي گويد پتروف درك عميقي از پيچيدگي سياسي تاجيكستان دارد و از غريزه سياسي لازم برخوردار است تا بداند چه چيزي كمك مي كند و چه چيزي كمك نمي كند. آنطور كه پتروف شرح مي دهد: من همواره در جست و جو بوده و مراقب حلقه هاي ضعيف زنجير هستم.
اين حلقه هاي ضعيف خيلي زياد است. اين كشور از نظر اقتصادي مي كوشد تا انتقال به اقتصاد بازار از اقتصاد متمركز دوران شوروي را انجام دهد. با وجود تلاشهاي فراوان براي خلع سلاح، بسياري از غير نظاميان تاجيك تمايلي به تحويل مسلسلهاي كلاشينكف خود نداشته اند. پتروف مي گويد: نمي توان آنان را سرزنش كرد. امنيت مساله مهمي است. پليس قادر نيست از همه شهروندان حمايت كند. جنايتكاران و تبهكاران سياسي گاهي از مجازات فرار مي كنند.
پتروف مي افزايد: مسائل مهم فراواني وجود دارد كه هنگام حضور نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل در اينجا هرگز حل نشدند و هنوز هم حل نشده اند. دبير كل با وقوف به اين كه هنوز نشانه هايي از جنگ داخلي وجود دارد، در ماه مه 2001 از شوراي امنيت سازمان ملل درخواست كرد ماموريت دفتر حمايت از برقراري صلح را يك سال ديگر تمديد كند.
آنچه كه در جاهاي ديگر اين منطقه رخ مي دهد نيز بر تاجيكستان اثر مي گذارد. مرز بي در و پيكر تاجيكستان افغانستان مدتها علت بي ثباتي تاجيكستان بوده است. جنگ در افغانستان و همچنين رويدادهاي ديگر در منطقه، عوارض فراواني داشته است. پتروف مي گويد با اين حال دلايلي براي اميدواري وجود دارد كه ما قادر خواهيم بود به صلحي پايدار دست يابيم.
ليبريا
فليكس داونس توماس[1] نماينده دبير كل در كشور ليبريا در غرب آفريقا، در مورد دشواريهاي ايجاد ثبات در آنجا و در اين منطقه دچار تصورات واهي نيست. وي براي كاهش تنش بين چارلز تيلور رئيس جمهوري ليبريا، كه خود از رهبران شورشي سابق است و رهبران گينه و سيرالئون، كه تيلور را به حمايت از شورشهايي در كشورهاي خود متهم كرده اند، همكاري كرده است. پر زيدنت تيلور نيز آنان را به جاسوسي متهم و در يك مرحله سفراي دو كشور فوق را عناصر نامطلوب اعلام كرد.
داونس توماس مي گويد پرزيدنت تيلور خيلي عصباني بود و من بايد سعي مي كردم مانع از به جوش آمدن احساسات شوم،‌به مزاياي همكاري اشاره كنم، به آنان يادآوري كنم كه چرا به نفع شان است كه با همسايگان خود روابط حسنه داشته باشند و اگر منطقه دچار جنگ شود، چه چيزهايي را از دست خواهند داد.
به عقيده داونس توماس بخشي از ماموريت برقراري صلح واداشتن اين كشورها به همكاري در جهت يك هدف مشترك است. او براي تسهيل ديدارها بين رهبران دولت و شورشيان، همكاري و به دولت ها توصيه كرده است كه چگونه مي توانند همكاري اقتصادي را بر مبناي قراردادي قديمي به نام اتحاد رودخانه مانو بهبود بخشند. نشانه هايي حاكي از همكاري بهتر آنان وجود دارد.
اما در داخل ليبريا اصلاً معلوم نيست كه جنگ داخلي واقعاً پايان يافته است. داونس توماس مي گويد در شمال كشور جنگ بار ديگر از سر گرفته شده است. وي با اشاره به جنگ شديد كه در سپتامبر 1998 بين مبارزان سابق در گرفت مي گويد در حال حاضر در پايتخت درگيري نظامي وجود ندارد اما در شمال مشخص است كه جناح ها بار ديگر دارند مسلح مي شوند. زيرا احساس مي كنند كه پرزيدنت تيلور چيزي به آنان نداده است.
كمك به ايجاد آشتي يك قسمت مهم از ماموريت هر چهار دفتر حمايت از برقراري صلح ملل متحد است. اين كار غالباً بخشي از فرآيند موسوم به خلع سلاح،‌مرخص كردن سربازان و ‌آشتي است. ابراهيم فال معاون دبير كل سازمان ملل در امور سياسي مي گويد در زمينه خلع سلاح و ترخيص نيروها در ليبريا تا حدي موفق بوده ايم اما در زمينه آشتي توفيق چنداني نداشته ايم. داونس توماس براي ديدارها و بحث ها بين پرزيدنت تيلور و ساير رهبران شورشي سابق تسهيلاتي به وجود آورده است. تيلور اخيراً تعدادي از زندانيان سياسي را آزاد كرد و همچنين برنامه هايي را براي تشكيل كنفرانسي ملي به منظور گردآوري رهبران همه جناح هاي سياسي و جامعه مدني اعلام كرده است.
با اين حال عده بسياري در جامعه بين المللي به اين امر باور ندارند كه پرزيدنت تيلور واقعاً مسيري را تعقيب ميكند كه به صلح در منطقه منجر شود. شوراي امنيت سازمان ملل در مارس 2001 تحريمهايي عليه دولت وي وضع و او را به حمايت از شورشيان در كشور همسايه، سيرالئون، كه هنگامي كه خود يك رهبر شورشي در ليبريا بود با آن متحد بود،‌ متهم كرد.
داونس توماس در رابطه با چنين مسائلي موضعي دقيق دارد. حضور من بر مبناي اعتماد است و به اين دليل نمي توانم در امور داخلي يك كشور مستقل دخالت كنم. وي اعتراف مي كند كه توصيف موقعيتش آسان نيست من دقيقاً يك ديپلمات نيستم. همچنان كه رسماً يك مشاور نيستم. بلكه نوعي ميانجي بين دولت ليبريا و جامعه بين المللي هستم. كاري كه من مي كنم كمك به باز نگهداشتن خطوط ارتباط، و همچنين كمي ترغيب طرفين با چرب زباني است اگر چه شوراي امنيت تحريمهايي را به ليبريا تحميل كرده است، قسمتي از ماموريت داونس توماس جلب ياري هاي بين المللي براي اين كشور است. وي چنين توضيح مي دهد اين امر تضادي با تحريمها ندارد. هدف تحريم ها رهبران دولت است، نه دولت يا كشور به عنوان يك مجموعه. اما محدوديتهايي كه در زمينه سفر به مقامات ليبريا تحميل شده، تلاش اين دولت را در زمينه جلب کمک از جامعه بين المللي دشوار مي سازد،‌اين امر باعث مي شود داونس توماس در زمينه جلب كمك براي اين كشور نيز نقشي داشته باشد.
ارائه ياريهاي انساندوستانه سازمان ملل تقريباً در همان سطح قبل از تحريم هاي اين سازمان ادامه يافته است، اما كمك از ساير كمك كنندگان بين المللي به علت تحريمها و از سر گرفته شدن جنگ در شمال كاهش يافته است. اوضاع انساني به طور محسوسي بدتر شده است.
داونس توماس غالباً به كمك دهندگان متوسل مي شود من همواره به آنها يادآوري مي كنم كه اين تحريم ها تحريم هوشمندانه است و مردم ليبريا اينك بيش از هر زمان ديگر به كمك آنان نياز دارند.
گزارشهايي درباره گرسنگي از اين كشور رسيده است. داونس توماس مي گويد:
براي بهبود توليد كشاورزي،‌خدمات بهداشتي اساسي و آموزش و پرورش كمك اضطراري لازم است. مردم براي بقاء در يك موقعيت بحراني كه مي تواند كشور را درگير جنگ كند، آماده اند هر كاري بكنند.
داونس توماس نبايد در امور داخلي ليبريا مداخله كند. اما وي ماموريت دارد بين سازمان ملل و دولت درباره مسائل مربوط به هدفهاي برقراري صلح رابطه برقرار كند و حضور او به عنوان نماينده دبير كل يك يادآوري كننده هميشگي است كه جامعه بين المللي مشغول نظارت است. آقاي فال كه در درجه اول مسئول آفريقاست ميگويد : او وظيفه اي مخصوصاً دشوار دارد و كاري كه هر روز انجام مي دهد، ‌آسان نيست.
گينه بيسائو
مسائل و مشكلاتي كه ساير نمايندگان دبير كل با آنها مواجه اند نامحسوس تر اما به همان نسبت واقعي هستند. در گينه بيسائو بيشتر دلايل سياسي مناقشه برطرف شده است. كومبايالا در انتخاباتي آزاد و عادلانه در فوريه 2000 به رياست جمهوري رسيد و پارلمان جديدي انتخاب شد. با اين حال مي توان گفت كه اوضاع اين كشور هنوز چنان است كه گويي در جنگ است. ساموئل سي ناناسينكام [2] مي گويد از سال 1974 كه گينه در جنگ آزاديبخش طولاني خود عليه پرتغالي ها به پيروزي رسيد، تحت سلطه ارتش بوده است. لازم است پيوند ارتش با سياست،‌مخصوصاً در پي فرآيند دموكراتيك سازي فعلي قطع شود.
در طول ربع قرن پس از جنگ استقلال با پرتغال يعني تا ژوئن 1998 اثري از مناقشه واقعي نبود. ژوآئو برناردو نينووييرا رئيس جمهوري وقت كوشيد ژنرال آنسومانه مانه رئيس سابق ارتش خود را دستگير كند. بيشتر اعضاي ارتش عليه پرزيدنت وي يرا به پاخاستند و او از كشورهاي گينه و سنگال تقاضاي اعزام سرباز كرد. با اين حال ژنرال مانه قدرت را حفظ كرد و وي يرا سرانجام مجبور به فرار از كشور شد. اين ژنرال به دنبال انتخابات فوريه 2000 رسماً قدرت را تسليم كرد. اما همكاران نظامي او همچنان در آن چه كه ناناسينكام دولت موازي مي خواند، ‌حضور دارند.
ناناسينكام مي گويد و اين درست بخشي از مشكل گينه بيسائو است. اين كشور نظام دادگستري فعالي ندارد زيرا بيشتر قضات و وكلا در طول جنگ از آنجا فرار كردند. علاوه بر اين 80 درصد اعضاي پارلمان جديد براي اولين بار انتخاب شده اند، فاقد تجربه دركارهاي پارلماني هستند، ‌سواد رسمي چنداني ندارند يا بيسوادند. وي مي گويد "من از دفترم براي كمك به نخبگان قدرت جديد استفاده مي كنم تا نقش درست يك دولت و مخالفان را در يك دموكراسي پارلماني درك كنند. بسياري از نمايندگان، تازه شروع به شناختن تشريفات و شيوه هاي مربوط به دموكراسي چند حزبي كرده اند. براي آينده كشور ضروري است كه آنها را بفهمند و پيگيري كنند."
دبير كل در سپتامبر 2001 اندكي قبل از تقاضاي تجديد ماموريت دفتر حمايت از برقراري صلح به تنش هاي نهادي در اين كشور اشاره كرد. وي از مسائل و مشكلات گسترده اقتصادي و اجتماعي سخن گفت كه اين كشور را به نحو خطرناكي بي ثبات مي كنند. تعداد سربازان ارتش از حدود 6 هزار نفر قبل از جنگ به 25 هزار نفر در طول جنگ افزايش يافته و جنگجويان هنوز مرخص نشده اند. ناناسينكام مي گويد مشكل اين است كه آنان به عنوان غير نظامي وسيله اي براي گذران زندگي ندارند. ارتشي با اين تعداد نفرات هيچ كار مفيدي انجام نمي دهد. با اين حال دولت بي پول اين كشور مجبور است بيشتر بودجه خود را صرف آن كند.
فال، ‌معاون دبير كل ميگويد گينه بيسائو بر خلاف بسياري از كشورهايي كه تلاش مي كنند از جنگ داخلي خلاص شوند، ديگر طرفهاي مخالف مشخصي ندارد كه آماده جنگ باشند. فال مي افزايد دشوار است بگوييم خطر جنگ دقيقاً از كجا ممكن است بروز كند اما مي دانيم كه اين خطر بصورت بالقوه و پنهان وجود دارد.
از ناناسينكام كار چنداني براي تغيير ساختار بي ثبات اجتماع اين كشور بر نمي آيد. ماموريت دفتر حمايت از برقراري صلح سازمان ملل او هنگام تاسيس در سال 1999 كمك به سازمان دادن انتخابات آينده بود و اگر چه اين ماموريت بعدها گسترش يافت تا ساير فعاليت هاي مربوط به برقراري صلح را شامل شود،‌اين دفتر منابع مالي چنداني ندارد. وي مي گويد: يك كشور فقير مانند گينه بيسائو نيازمند كمك هاي چشمگير خارجي است. اما اثري از چنين كمكهايي نيست. كمك دهندگان بين المللي هنوز به تعهدات خود براي كمك، به علت بي ثباتي آن، وفا نكرده اند. تا وقتي كه اين وضع تغيير نكند، اين كشور در نوعي بلاتكليفي باقي خواهد ماند.
در اين حال، ناناسينكام بي كار ننشسته است. او مقداري پول از يك صندوق اماني كوچك سازمان ملل براي گينه بيسائو دارد كه از آن به منظور تشكيل دوره هاي آموزشي فشرده براي اعضاي پارلمان استفاده كرده است. وي همچنين ترتيب آموزش قضات را داد تا حاميان رئيس جمهوري سابق كه در زندان بودند، محاكمه شوند. او مي گويد محاكمه يا آزاد شدن آنان براي جريان آشتي ملي مهم بود. موضع دولت اين بود كه آنان تا وقتي كه دادگاهها بودجه كافي براي انجام محاكمه به دست بياورند، در زندان بمانند. ناناسينكام پول كافي به منظور تهيه وسايل دفتري براي دادگاهها را نيز تأمين كرد. اين يك شيوه اعمال فشار به منظور تسريع اجراي عدالت بود.
شيوه ديگر اعمال فشار، تمركز بر رعايت حقوق بشر بود. ناناسينكام در چند مورد به دليل عدم دسترسي زندانيان سياسي به غذا و دكتر و داروهاي اساسي وعدم رعايت ضوابط بين المللي حقوق بشر در مورد آنان، از دولت شكايت كرد. سرانجام همه آنان آزاد شدند. وي اعتراف مي كند مجبور بودم تعادل ظريفي را رعايت كنم. من در مقام معاون دبير كل بايد بشدت مواظب باشم گفته ها و اعمالم به منزله مداخله تعبير نشود.
رعايت تعادل از طرف ناناسينكام روز 22 نوامبر 2000 كه ژنرال مانه سعي كرد كودتاي ديگري براي سرنگون كردن پرزيدنت يا لا" ترتيب دهد،، بار ديگر در معرض آزمايشي سخت قرار گرفت . نماينده دبير كل مي گويد: مجبور بودم موضع گيري كنم. دفتر حمايت از برقراري صلح سازمان ملل را فعالانه در كمك به دفاع از دولت مشروع كه به نحوي دموكراتيك انتخاب شده بود، درگير كردم. از قضا بيشتر اعضاي ارتش نيز به حمايت از رئيس جمهوري منتخب برخاستند و ژنرال مانه در درگيريها كشته شد.
بعد ورق برگشت. ناناسينكام مطلع شد كه حاميان ژنرال مانه ناگهان در معرض خطر قتل عام قرار گرفته اند. وي و اسقف گينه بيسائو به منظور جلوگيري از اين امر شتابان به ايستگاههاي راديو و تلويزيون محلي رفتند و پيامي فرستادند كه رهبران مذهبي بايد به حاميان ژنرال مانه پناه بدهند تا آنان در صلح و آرامش سلاحهاي خود را بر زمين بگذارند. بسياري از آنان به دفتر حمايت از برقراري صلح سازمان ملل پناه بردند و چند روز،‌تا وقتي كه تنش ها آرام گرفت و ناناسينكام توانست براي امنيت آنان تضمين بگيرد، همانجا ماندند. او مي گويد در پايان، فاصله مطمئني بين دو طرف با خود ايجاد كرديم. اين خطر وجود داشت كه يكي از طرفين عليه ما برخيزد اما آنان مشاهده كردند كه اگر چه سازمان ملل هميشه نمي تواند بيطرف باشد اما متعادل و منصف است.
البته تمامي فعاليت هاي ناناسينكام در زمينه برقراري صلح تا اين حد خطرناك نبوده است. ما غالباًَ تلاش مي كنيم گامهاي كوچكي براي ترويج گفت و گو و ايجاد اطمينان برداريم و به مردم نشان دهيم كه به عنوان يك ملت هدفهاي مشتركي دارند. يكي از راههايي كه وي اين كار را انجام داده از طريق ترتيب نخستين دوره مسابقات فوتبال ملي از زمان جنگ بوده است. تيمهايي از همه گروههاي قومي، سياسي و مذهبي از قسمت هاي مختلف كشور به بيسائو، پايتخت آمدند.
او مي گويد ما اين مسابقات را ترتيب داديم تا همه آنان زير يك سقف بخوابند. اين گامي كوچك اما مهم در جهت وحدت ملي و نمادي از اين بود كه كشور دارد دور از جنگ حركت مي كند. اين مسابقات زير پرچم سازمان ملل انجام شد، ‌اما همگي قبول كردند كه دفعه بعد زير پرچم كشور خودشان يعني شكل درست آن، انجام شود.
ناناسينكام ادعا نمي كند كه چنين اقداماتي مي تواند دلايل ريشه اي مناقشه مسلحانه در گينه بيسائو را برطرف كند. وي مي گويد مشكلات ساختاري در نحوه سازمان دادن كشور وجود دارد كه به فراتر از جنگ داخلي فعلي بر مي گردد و تغيير آنها كار آساني نخواهد بود. گينه بيسائو از جنگ استقلال دهه 1970 چنان عمل كرده است كه گويي دستخوش يك انقلاب است. در پشت ظاهر دموكراسي، حكومتي نظامي با يك جناح غير نظامي،‌به جاي يك دولت غير نظامي با يك جزء‌نظامي، وجود داشته است. فقط زماني كه اين وضع تغيير يابد، مبناي صلح و دموكراسي واقعي به وجود خواهد آمد.
جمهوري آفريقاي مركزي
دولت هاي كشورهاي ديگر ي كه داراي دفتر حمايت از برقراري صلح سازمان ملل هستند با ارتش هاي نافرمان نيز بايد مبارزه كنند. مناقشه در جمهوري آفريقاي مركزي هنگامي رخ داد كه سربازان اين كشور در اواسط دهه 1990 چند بار دست به شورش زدند. سازمان ملل در سال 1998 به دنبال مداخله سربازان فرانسه،‌قدرت استعماري سابق، و كمي بعد مداخله نيروي چند مليتي آفريقا (MISAB) يك هيات حفظ صلح (MINURCA) را با ماموريت كمك به بهبود امنيت در بانگويي پايتخت اين كشور به آنجا فرستاد. سازمان ملل كمي بعد، از انتخابات اين كشور نيز كه سال بعد انجام شد، حمايت به عمل آورد. دفتر برقراري صلح سازمان ملل (BONUCA) در فوريه 2000، پس از خروج هيات حفظ صلح تشكيل گرديد. اما در ماه مه 2001 افسران ارتش جمهوري آفريقاي مركزي بار ديگر قيام كردند و بطرز خطرناكي به سرنگون كردن دولت آنگه فليكس پاتاسه رئيس جمهوري منتخب نزديك شدند.
چيخ تيديانه سي نماينده سابق دبير كل در اين كشور مي گويد يك كودتاي موفق ضربه اي وحشتناك به تلاشهاي ما وارد مي كرد. كودتا فقط دو هفته پس از بازنشستگي سي و قبل از انتصاب ژنرال لامينه سيسه نماينده جديد، ‌انجام شد. سي مي گويد نمي دانم در آن زمان كودتا رخ داد يا نه چون از اين كشور رفته بودم. اما سربازاني كه حامي كودتا بودند قطعاً مي دانستند كه سازمان ملل سرنگوني دولتي را كه در انتخاباتي آزاد برگزيده شده بود، ‌نخواهد پذيرفت.
اگر چه دولت كودتا را سركوب كرد اما ‌اوضاع بي ثبات شد. نيروهاي امنيتي دولت به صورت سازمان يافته به گروه قومي ژنرال آندره كولينگبا رئيس سابق دولت، كه مسئوليت كودتاي نافرجام را به عهده گرفت، حمله كردند. قتل و غارت شديدي اتفاق افتاد. از جمله قربانيان ژان پي ير لومي هماهنگ كننده دفتر امنيتي سازمان ملل در اين كشور بود. او هنگامي بر اثر شليك گلوله كشته شد كه براي كمك به يك زن عضو سازمان ملل رفته بود، كه افراد مسلح ناشناس در خانه اش به او حمله كرده بودند.‌
دبير كل از ژنرال آمادوتوماني توره خواست موقتاً به عنوان فرستاده ويژه او عمل كند. ژنرال توره سابقاً رئيس ارتش در مالي بود. او در سال 1992 پس از اين كه سرنگوني موسي ترائوره رئيس جمهوري ديكتاتور را هماهنگي كرد،‌ بسرعت ترتيب انجام انتخابات را داد و خود كنار رفت. يكي از كاركنان دفتر حمايت از برقراري صلح سازمان ملل در اين كشور مي گويد او در سراسر آفريقا بشدت مورد احترام است. در جمهوري آفريقاي مركزي سياستمداران غير نظامي و سران ارتش حرفهايش را مي پذيرند زيرا احساس مي كنند شرايط آنان را درك مي كند
ژنرال توره مدت تقريباً يك ماه در كشور ماند و با توسل به ديپلماسي رفت و آمد فراوان به رهبران دولت و مخالفان نشان داد كه جامعه بين المللي ناظر اقدامات آنان است و آنان را قانع كرد كه از طريق نهادهاي دموكراتيك نوپاي كشور با هم كار كنند.
بعد در ماه ژوييه ژنرال سيسه به عنوان نماينده دبير كل منصوب شد. او از تجربه خود به عنوان رئيس سابق ارتش سنگال و وزير كشور پيشين در طول نخستين انتقال قدرت آرام و دموكراتيك آن، استفاده كرد. فال معاون دبير كل مي گويد او مي داند چطور يك كشور را اداره كند. او مورد احترام شديد پرزيدنت پاتاسه است و مي تواند با مخالفان صحبت كند بدون اين كه كسي احساس خطر نمايد.
به نظر سيسه بي ثباتي فعلي همچون در ليبريا كه جنگجويان سابق آن دوباره سلاح به دست گرفته اند، فقط ادامه مناقشه قبلي نيست. جنگ داخلي در جمهوري دموكراتيك كنگو، همسايه جمهوري آفريقاي مركزي، تنش ها را در اين كشور دامن زده و باعث افزايش سلاح در منطقه شده است. علاوه بر اين جنگجويان از كنگو غالباً از مرز جمهوري آفريقاي مركزي وارد اين كشور مي شوند. سيسه مي گويد ريشه اين مناقشه فروپاشي تقريبي ساختار اقتصادي اجتماعي كشور و فقدان گفت و گوي سياسي است.
يكي از عاجل ترين مشكلات اين است كه دولت فاقد منابع مالي است. ماههاست كه حقوق سربازان و كاركنان پرداخت نشده است. سيسه مي گويد اين يكي از دلايل بزرگ بي ثباتي فعلي است. اتحاديه صنفي كارمندان بارها اعتصابها و تظاهراتي ترتيب داده كه اوضاع را بدتر كرده است. او مي گويد كاري كه آنها كرده اند قابل درك بوده اما اوضاع بشدت متشنج است.
يك كميسيون حكميت تشكيل شد تا اتحاديه صنفي و دولت براي خنثي كردن تنش هاي اجتماعي، مذاكره كنند. نماينده دبير كل و اسقف بانگويي ضمن حمايت از اين كميسيون به عنوان شاهد اعلاميه نهايي درباره مذاكرات عمل كردند.
همه طرفين از سي حرف شنوي داشتند. او به دولت توصيه كرد با مديريت درست منابع تلاش جدي براي پرداخت حقوق ها به عمل آورد. او همچنين پيشنهاد كرد اتحاديه صنفي و احزاب مخالف دسترسي بيشتري به رسانه هاي ملي داشته باشند تا بتوانند خواسته هاي مشروع خود را مطرح كنند. در اين حال وي سعي كرد مخالفان را قانع كند كه در تقاضاهاي خود معقول باشند و به مسئولان اتحاديه صنفي گفت از موضع گيري سياسي خودداري كنند. او مي گويد به آنان يادآوري كردم اگر جنگ از سر گرفته شود، باز هم از حقوق خبري نخواهد بود.
مشكلات ژنرال سيسه ممكن است حتي بزرگتر از مشكلات سي باشد. شوراي امنيت و مجمع عمومي پس از دريافت گزارشي از ژنرال توره و مذاكراتي با دولت تصميم گرفتند فرماني را كه وي براساس آن اقدام خواهد كرد، تقويت كنند. به دفتر حمايت از برقراري صلح، كارمندان بيشتري داده خواهد شد،‌و او قادر خواهد شد نقشي فعالتر در فرآيند برقراري صلح ايفا كند. ژنرال سيسه چنين توضيح مي دهد: فرمان دقيقاً تغيير داده نشده است اما تقويت شده است.
براي مثال، حالا ناظران حقوق بشر سازمان ملل قادر خواهند بود در سراسر اين كشور فعاليت كنند و دفتر حمايت از برقراري صلح، كمكهاي قضايي در اختيار قربانيان حقوق بشر قرار خواهد داد. اين دفتر همچنين نقشي فعال در حمايت از خلع سلاح مبارزان ايفا خواهد كرد. بعضي از كاركنان آن در امر هشدار زود هنگام فعال خواهند بود تا تهديدهاي آتي نسبت به فرآيند صلح را بهتر پيش بيني كنند و ژنرال سيسه سعي خواهد كرد با بانك جهاني، صندوق بين المللي پول و ساير نهادهاي مالي و عمراني سازمان ملل براي كمك به دولت اين كشور به منظور ايجاد درآمد كه بشدت به آن نياز دارد، كار كند. او مي گويد اما هر چه بيشتر درگير مي شوم، بيشتر گرفتار امور سياسي مي گردم. او از هزاران گروه و جناح در جمهوري آفريقاي مركزي سخن مي گويد كه همه دستور كارهاي رقابتي دارند. در اين آشفته بازار بي ثباتي جلب نظر همه آنان كاري آسان نخواهد بود.
نقش هاي متعدد نمايندگان دبير كل
پرندرگاست معاون دبير كل مي گويد نمايندگان دبير كل نمي توانند از انجام وظيفه در موقعيتهاي دشوار شانه خالي كنند. ما اگر خطر نكنيم به جايي نخواهيم رسيد. نمايندگان دبير كل هميشه يك مسير از پيش تعيين شده را دنبال نمي كنند. كار آنان ذاتاً پر درد سر است. هر نماينده اي با مجموعه اي منحصر به فرد از مشكلات مواجه است و ناچار است راههاي منحصر به فرد برخورد با آنها را پيدا كند. در بعضي از كشورها همه جناحها از حضور سازمان ملل استقبال مي كنند. در كشورهاي ديگر سازمان ملل بايد دقت كند آن را حامي يك طرف يا به عنوان عاملي مداخله گر به حساب نياورند. پرندرگاست مي گويد نمايندگان دبير كل را غالباً براي ناكامي سرزنش مي كنند اما به ندرت موفقيت ها را به پاي آنان مي گذارند.
هر كس به آساني نمي تواند به اين مقام دست يابد. نمايندگان بايد سالها تجربه در مذاكرات سياسي داشته باشند. بعضي از آنان تمام عمر خود را به عنوان مقام سازمان ملل كار كرده اند؛ بقيه ژنرالهاي ارتش يا ديپلماتهاي سابق هستند. آقاي فال معاون دبير كل مي گويد هر يك با توجه به تخصص و خلق و خوي خود انتخاب مي شود. و گاهي موقعيتي تغيير مي كند و شخصي با مجموعه متفاوتي از مهارتها مورد نياز است. غالباً خوشنامي رمز موفقيت آنان است . نلسون ماندلا رئيس جمهوري سابق آفريقاي جنوبي از سال 1999 مشغول رفت و آمد به بروندي است تا با استفاده از اعتبار و حيثيت فراوان خود راه حلي مسالمت آميز بين طرفين متعدد آنجا برقرار كند. خود آقاي ماندلا نماينده سازمان ملل نيست اما دبير كل دفتري كوچك در بروندي با يك مشاور ارشد سازمان ملل دارد تا مخصوصاً به تلاشهاي آقاي ماندلا كمك كند.
برقراري صلح در ساير مناطق به وسيلة سازمان ملل
دبير كل غالباً فرستادگان و نمايندگاني را به كشورهاي ديگر در حال خلاص شدن از جنگ مي فرستد كه دفترهاي سياسي سازمان ملل را اداره مي كنند. اين دفترها فعاليت هاي برقراري صلح را نيز انجام مي دهند. بعضي از آنها ‌مانند دفتر جزيره بوگين ويل اقيانوس آرام، با كاركنان اندكي، فعاليت مي كنند. دفتر سياسي سازمان ملل در بوگين ويل (UNPOB) در اوت 1998 پس از اعلام آتش بس بين كنگره خلق بوگين ويل (تجزيه طلبان) و دولت گينه جديد پاپوا تشكيل شد. اين دفتر از فوريه 1999 تحت رياست نوئل سينكلر بوده كه به انعقاد قرار داد صلح بوگين ويل كه در اوت 2001 به دست آمد، ‌كمك كرد.
هيات هاي سياسي ديگر خيلي بزرگتر هستند مانند هيات تاييد سازمان ملل در گواتمالا (MINUGUA). اين هيات هنگامي كه در سال 1994 تشكيل شد منحصراً در امر نظارت بر موارد نقض حقوق بشر فعاليت مي كرد. اما از زمان امضاي قرار داد نهايي صلح در سال 1996 ماموريت آن به كمك به اصلاح نيروي پليس و قوه قضاييه گسترش يافته و انجام طيفي گسترده از ساير فعاليت هاي برقراري صلح را به عهده گرفت.
حتي در موقعيت هاي پس از مناقشه كه نماينده دبير كل يا حضور سياسي سازمان ملل وجود ندارد، كارگزاري هاي تخصصي و ساير سازمان هاي نظام ملل متحد مشغول انجام فعاليت هايي هستند كه اجزاي حياتي برقراري صلح به شمار مي روند.
در پايان بيشتر مناقشات، تلاشهاي كميسارياي عالي پناهندگان ملل متحد براي بازگرداندن آوارگان و استقرار و اسكان مجدد آنان به عادي سازي زندگي مردم كمك مي كند. بانك جهاني راههايی در نظر مي گيرد به منظور تامين در آمد براي دولت هايي كه از نظر مالي دچار مضيقه هستند و در حال خلاص شدن از جنگ داخلي به سر مي برند تا بتوانند حقوق كارمندان خود را بپردازند و بازسازي تاسيسات زيربنايي را شروع كنند. بسياري از فعاليت هاي برنامه عمران ملل متحد (UNDP) به برقراري صلح مساعدت مي كند مانند دموكراتيك سازي،‌ترخيص سربازان و تلفيق آنان در اجتماع، كاهش فقر و حكومت مطلوب.
تمايز بين فعاليت هاي مربوط به برقراري صلح كارگزاري هاي ملل متحد و فعاليت هاي عادي توسعه اي و انساندوستانه آنها هميشه آشكار نيست. مثلاً در طول جنگ در جمهوري دموكراتيك كنگو، دفتر هماهنگي امور انساندوستانه (OCHA) در كينشازا هواپيمايي تهيه كرد تا با عبور از خطوط شورشيان، امتحانات دبيرستاني ملي را در شهرها و روستاهاي سراسر كشور برگزار كند. شارل پتري مشاور ارشد امور انساندوستانه OCHA در مناطق تحت كنترل شورشيان در كنگو مي گويد هزاران كودك منتظر امتحانات خود بودند، رساندن سوالها نه فقط به خاطر اين كودكان بلكه به عنوان نشانه اي از اين اميد كه كنگو مي تواند از جنگ داخلي رها شود و به عنوان يك ملت انجام وظيفه كند اهميت داشت.
همچنين هنگامي كه ويروسي مشابه ابولا به نام ماربورگ در شهر تحت كنترل شورشيان موسوم به واتسا شيوع يافت سازمان جهاني بهداشت دانشمندان و پزشكاني از وزارت بهداشت را در كينشازا به مناطق تحت كنترل شورشيان فرستاد تا براي مهار آن بيماري تلاش كنند. اين اقدام با يادآوري اين نكته به مردم دو جناح كنگو كه هنوز علايق و نگراني هاي مشتركي دارند، به برقراري صلح كمك كرد.
حتي هنگامي كه برنامه ها براي برقراري صلح طراحي نشده اند، ممكن است به اين امر كمك كنند. مثلاً در تاجيكستان برنامه كنترل مواد مخدر و پيشگيري از جنايت سازمان ملل يك كارگزاري ملي كنترل مواد مخدر ايجاد كرده تا جريان مواد مخدر را به اين كشور، كه مستقيماً با جريان سلاح ها ارتباط دارد،‌ متوقف سازد.
مارك مالوك براون رئيس برنامه عمران ملل متحد مي گويد سازمان او با فعاليت هايش مي كوشد پايه هاي بهبودي را در كشورهاي در حال خلاصي از مناقشه بنا نهد. اعم از تقويت نهادهاي ملي براي حل مناقشه در گواتمالا، تلفيق برنامه هاي توسعه براي كاهش سلاح هاي كوچك در گينه جديد پاپوآ يا برخورد با جنبه هاي غير نظامي ترخيص نيروها در كنگوي برازاويل، هدف اصلي و درجه اول برنامه عمران ملل متحد كاهش خطرهاي مربوط به از سرگيري دوباره يك مناقشه است. وي هشدار مي دهد كه فعاليت هاي انساندوستانه و عمراني كه به دقت در ارتباط با كمكي كه مي توانند به برقراري صلح بكنند، طراحي نشده باشند، اين خطر بالقوه را دارند كه مانع فرآيند صلح شوند.
در كشورهايي كه دبير كل نماينده اي براي اداره يك دفتر حمايت از برقراري صلح اعزام كرده، هدف اين است كه تقسيم كار مشخصي با هماهگ كننده مقيم كارگزاري هاي عمران سازمان ملل در آنجا،‌وجود داشته باشد. دبير كل براي كمك به تعريف آن تقسيم كار، ‌مشغول ايجاد يك واحد برقراري صلح در اداره امور سياسي است.
پرندرگاست مي گويد براي اين كه برنامه برقراري صلح تاثيرگذار باشد، لازم است از نظر استراتژيك عمل كنيم. اين يعني تطبيق دادن مكرر دستور كارهاي متفاوت سياسي، عمراني،‌انساندوستانه، نظامي،‌مدني و غير نظامي؛ دستوركارهاي آني و دستور كارهايي كه طولاني مدت هستند. ما بايد تأثير پذير و انعطاف پذير بوده و به دنبال راه حل ها يي باشيم كه موثر واقع شوند، حتي اگر كامل نباشند.
دفترهاي حمايت از برقراري صلح سازمان ملل گينه بيسائو- تاجيكستان - ليبريا- جمهوري آفريقاي مركزي

لطفاً براي اطلاعات بيشتر با وب سايت اقدام پيشگيرانه و برقراري صلح اداره امور سياسي سازمان ملل متحد در
http://www.un.org/Depts/dpa/docsbreacemak.htmمشورت كنيد يا با نشاني زير مكاتبه نماييد:
Public Inquiries
GA-053
United Nations
NewYork,NY10017
U.S.A
e-mail: inquiries@un.org
website: www.un.org
1 - فليكس داونس توماس از فوريه 1998 تا فوريه 2002 به عنوان نماينده دبير كل در ليبريا خدمت كرد.
2- ناناسينكام از آوريل 1999 تا فوريه 2002 به عنوان نماينده دبير كل در گينه بيسائو خدمت كرد.